22/3/1388
به نام خدا
سلام.
خوبین؟ممنوم از همه نظرات قشنگتون!کم بود اما نه به اندازه کم کاری من![]()
شرمندم!خیلی سرم شلوغه!خیلی خسته ام!قراره یه عکس بزرگ درست کنم بزنم توی حال خونمون!که مامانم اینا قیافمو یادشون نره![]()
اگه الانم اومدم نت بخاطر اینه که هم وقت گیر آوردم هم نت مفتی
آخه الان سر صندقم!در حالت آنلاینم![]()
شما به کی رای می دین؟؟
من به کروبی!خدایی تا 4 سال فقط می خندیم!![]()
خدایی!هربار صحبت کرد!روحیتون باز نشد؟؟
به این می گن رئیس جمهور![]()
نه ما می خندیم!کشورای دیگه هم بهمون می خندم![]()
موسوی که دیگه نگو!ما جزء مسئولینش بودیم!
اما جدی!جدی!از بین این 4 نفر!رضایی بهتره!
به نظر من حکومت باید دیکتاتوری باشه
نظره دیگه!
کجا واستادم دارم چه حرفایی هم می زنم![]()
به امید آینده ای زیبا برای خودمون!چون این ملت آینده ای زیبا ندارد
یا حق
خاطره خرابی مینی بوس
به نام خدا
سلااااااااااااااااااام
خوبین همگی؟؟
راستش خیلی وقته می خواستم بیام بنویسم اما نشد!حالا!ولی دیگه الان جور شد بنویسم!
می دونم خیلی وقته ننوشتم حدود یک سال می شه اما سرم شلوغه!الانم اومدم خدایی بود
یه چند وقته به زندگی امیدوار شدم!دارم واسه زندگیم تلاش می کنم!صبح ها یه جا می رم سر کار ظهرام یه جا!شاید شبا هم بشینم بدرسم!آخه دیگه پشت کنکوری شدم
واسم خیلی سخته این شرایط اما تا مهر من دانشجو باید بشم!اول موقعیت کاریمو می خوام تصبیت کنم!بعد درسم!
خوب بگذریم!دوست دارم از یکجا شروع کنم!چی بگم؟؟؟
خوب حالا که فارغ التحصیل شدم یه خاطره از دانشگام می گم که موندگار شده واسمون
خاطره خرابی مینی بوس
خوب ما همیشه با مینی بوس می رفتیم دانشگاه!چوب کم هزینه تر بود و همه با هم بودیم!از قضا سر امتحان طراحی صفحات وب که ساعت 10 امتحان داشتیم ساعت 9 سوار مینی بوس شدیم اولش قبل حرکت هی خاموش شد بیشتریت پیاده شدن اما من و مهدیه و تامارا و زینب و فهیمه و مریم و مجتبی و وفادار خسیسیمون اومد که ماشین بشینیم گفتیم اشکال نداره با همین خراب می ریم دانشگاه!مینی بوس حرکت کرد!3دقیقه که راه رفت خراب شد وایستاد!ما هم گفتیم درست میشه یکم بمونیم!روشن شد راه افتادیم ما هم شلوغ کردیم رفت جلوتر 5 دقیقه بعدش دوباره خراب شد ما همه داد!بچه ها گفتن پیاده بشیم ماشین بگیریم اما منو تامارا مخالفت کردیم
راننده گفت الان درست میشه!مینی بوسو راه انداخت رفتیم جلوتر باز واستاد دیگه همه پیاده شدیم وسط خیابون گیر کردیم !یکی داد می زد یکی واستاده!ااوعضایی بود!جاتون خالی ساعت 9:30 بود ما وسط خیابون حالا هم می خندیم هم استرس داشتیم!حالا بیا!
یه هو یه اتوبوس رد شد!مجتبی دست تکون داد که واسته!آقا دنبال اتوبوس می دوید این ور اونور منو تامارام گوشه خیابون نشسته بودیم فقط بچه هارو می دیدیم می خندیدیم
امیدوار بودیم باز مینی بوس درست بشه
دیگه دیدیم 20دقیقه به 10 شد گفیم دیگه با ماشین بریم!همه ماشین گرفتن رفتم ما 6 نفر موندیم!گفتیم چی کار کنیم دیگه کارییه ماشین واستاد هر 6 نفر سوار شدیم!جاتون خالی!چه ماشینی هم که بود!100رحمت به پیکان57
نشستیم تهش رسد به رمین!یکم رفتیم جلوتر دیگه نزدیک بود چهار چوبش جدا بشه
ما هم هرکی یه چی می گفت قلقله ای بود تو ماشین!راننده خندش گرفته بود!
وقتی رسیدیم با هزار گرفتاری دانشگاه ساعت 3دقیقه به 10 بود!
جاتون خالی چه امتحانی بود!آسونم بود از 18 به بالا شدیم !ر
روز پر خاطره ای بود!یادش بخیر!زود تموم شد!تازه داشتیم بچه ها با هم جور می شدیم!روزای خوبی بود!
به امید روزای بهتر
تا پست دیگه!فعلا

به پرشین بلاگ خوش آمدید
بنام خدا
كاربر گرامي
با سلام و احترام
پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:
http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت
در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir
و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.
همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت
ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com
با تشكر
مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي
http://ariagostar.com

